رمز این فروش چی بود؟
از اونجایی کهاین مسئله خیلی برام جذاب گردیده بود، تصمیم گرفتم ظریفخیس تحقیق کنم که به هیچ وجهً چطور تونسته با همچین سایتی بدین سطح از فروش برسه. راستش از لحاظ فنی و بازاریابی، سایتش هیچکدوم از چیزایی که ما معمولاً توی زمانها و مقاله ها خاطر میگیریم و میگیم بایستی رعایت بشه ، طراحی سایت در مشهد نداشت.
خیر تجارب کاربری خاصی، خیر پیاده سازی شیک، خیر محتوای حاذق، خیر سئوی صحیحدرمون، خیر استراتژی آفپیج یا این که تبلیغات اصولی. حتی تولیدها هم خیلی تیمبندیگردیده یا این که ماهر ارائه نشده بودن. همگیی اینها منجر شد بیشتر برام سؤال بشه، پس این فروش از کجا اومده؟ چه کاری کرده که تونسته با وجود این تمامی نداشتن، گشوده هم بفروشه؟
دقیقاً همینجاست که اون نکتهی طلایی مشخص میشه؛ جایی که می فهمی توفیق مدام فقطً به علم فنی و پیاده سازی متعلق وجود ندارد، بلکه گاهی یه برهان معمولی اما اصلی میتونه بازی رو عوض کنه. ظریفخیس پیگیر شدم که چه چیزی سبب گردیده همچین سایتی، سوای پیاده سازی خاص، فارغ از سئوی حرفه ای، سوای محتوای بی نیاز، اینهمگی فروش داشته باشه. چیزی که کشف کردم، در عین آسانی، حقیقتاً داهیانه بود.
این دوستمون از همون نخستین، بعداز اینکه وب سایت رو بالا آورد، سریع رفت سراغ استعمال از خدمتهایی که حقیقتاً میتونن به فروش بدون واسطه یاری کنن. یعنی بهعوض این که صرفا در انتظار بمونه تا گوگل سایتشو بیاره بالا، یا این که بخواد از روش ساختوساز محتوا و seo ماهها درانتظار ترافیک بمونه، یه رویکرد عملیخیس و سریعخیس رو گزینش کرد: سایتشو وصل کرد به پلتفرمهای مقایسه بها و فروش واسطهای مثل ترب و ایمالز.
شاید بدونی یا این که شاید خیر، اما این خدمتها این قابلیت و امکان رو به دکانهای اینترنتی میدن که محصولاتشون رو اونجا تصویب کنن، و هر کاربری که دنبال خرید اون محصوله و تو گوگل یا این که درون ترب یا این که ایمالز سرچ میکنه، مستقیماً جنس وبسایت شما رو ببینه. کاری کهاین دوستمون کرده بود این بود که سایتشو با ووکامرس بالا آورده بود و بعد از آن، محصولاتش رو بهشکل اتوماتیک با ترب و ایمالز سینک کرده بود. یعنی هر محصولی که تو سایتش منتشر می شد، توی اون دو عدد خدمت هم ظواهر می شد.
درحال حاضر نکتهی اساسی اینجا بود: ارزشگذاری هوشمند. محصولاتی که نهاده بود، ارزشهای حقیقتاً رقابتی داشتن. خیر الزماً ارزونخیس از تمامی، البته تماماً سنجیده و وسوسهکننده. فیض چی بود؟ زمانی کسی از جملهً تو گوگل یا این که ترب سرچ می کرد «دریل چکشی» یا این که «آچار بکس صنعتی»، توی لیست نخستین نتیجه ها، جنس وب سایت همین دوستمون بالا میاومد. مخاطب کلیک می کرد، وارد وبسایت میشد و زیرا ارزش عالی بود و داده ها فرآورده هم کافی بود، خیلی شل خریدشو جاری ساختن میاعطا کرد.
جالبه بدونی نشانی سایتش هم میباشد armanabzar.com دکان ابزارآلات بابای آرمان، که اگه پیج اینستاگرام منو دنبال کرده باشی، احتمالاً آرمان رو هم میشناسی. حقیقتاً با همین تکان بی آلایش ولی اکانتگردیده، تونسته بودن یه مغازه به طور کاملً بی آلایش رو تبدیل کنن به یه حصولوکار پرفروش. سوای تبلیغات کلان، سوای وب لاگنویسی، فارغ از کمپینهای غامض. صرفا با هوشمندی در اتصال به جاهایی که استفاده کننده مهیای خرید توشون میباشد.
این روایت حقیقتاً به اینجانب خاطر اعطا کرد که مدام مورد نیاز وجود ندارد صفر تا صد مسیر دیجیتال مارکتینگ رو بری تا به فروش برسی. گاهی صرفا بایستی بدونی استفاده کننده الان کجاست، و چطور بایستی محصولاتت رو جلو چشمش بذاری.
نکتهی جذاب روایت اینه که تجربیاتی اون وب سایت نخستین، یعنی مغازه ابزارآلات، صرفا یه رخداد کم یا این که شانسی خلا. زیرا این موضوع کالا یک کدام از دو سال پیش بود، اولش با خودم گفتم شاید بخاطر ارزشگذاری عالی یا این که موقعیت خاص بازار، تونسته بودن فروش بزنن. اما قصه به همینجا ختم نشد.
همین هفتهی پیش که داشتم دربین تارنماهای فروشگاهی متفاوت میچرخیدم، با یه مثالی دیگه واکنش کردم. یه فروشگاه آنلاین توی شیراز که تو مسئلهی فروش اسباب و اثاث جانبی، تزئیناتی و تزئینی کار می کرد. گشوده هم دقیقاً همون قصه: سایتش ابداً یه دکان ماهر از نوع پوستههای منحصر به فرد یا این که صفحه ارایی خیلی خاص عدم وجود. خیر اینکه پیاده سازی بدی داشته باشه، اما در شرایطی که بخوام واقع بینانه بگم، یه پوسته وردپرسی ساده بود؛ ظاهرش خیلی «واو» عدم وجود، تجربیاتی کاربریش هم نمرهی صد نمیگرفت. ولی فروش؟ خیره کننده بالا!
واپسین آماری که ازش داشتم، این بود که یه محصولی رو که حدود قیمتش دربین ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومن بود، تو تعداد بالا جان دار میکردن (برای مثالً ۵۰۰ تا ۶۰۰ عدد) و پیاله یک کدام از دو روز، کلیهش فروش می رفت! وسعت فروش حقیقتاً بالا بود. به عنوان مثالً تصور کن یه کالای معمولیی تزیینی رو تارنما بذاری و تو کمتر از ۴۸ ساعت، ۷۰۰ تا ازش فروش بره. خب طبیعیه کهاین برای یه فروشگاه اینترنتی با اون ظواهر بی آلایش، بایستی یه نقطهی قوت اصلی پشتش باشه.
آغاز کردم ظریفخیس محاسبه کردن که چه کاری دارن میکنن. و در نظر گرفتن بزن چی دیدم؟ دقیقاً همون روشی که اون وبسایت ابزارآلات ازش به کارگیری کرده بود، اینا هم دارن به کارگیری میکنن، اتصال محصولاتشون به پلتفرمهایی مثل ترب، ایمالز، و حتی مارکتپلیسهایی مثل دیجیکالا.
محصولاتشون با ارزشهای مطلوب، توی ترب و ایمالز تصویب گردیده بودن، و زمانی مخاطب اون متاع خاص رو سرچ می کرد، پیوند مغازه همین طفلهای شیراز میان لینک و پیوندهای نخستین میاومد بالا. این یعنی یه سبک از فروش اینترنتی که سوای نیاز به پیاده سازی خاص، محتواهای بغرنج یا این که سئوی هنگفت ، میتونه فقط با ارزشگذاری مطلوب و حضور هوشمند توی جاهایی که استفاده کننده داره دنبال خرید میگرده، فروشهای سنگینی رو رقم بزنه.
بهزبون بی آلایش، اونا بلدن خودشونو مکان صحیح، جلوی دیده انسانِ صحیح، با بها صحیح قرار تن. این برای اینجانب مجدد یاد آوری شد که فروش تو فضای آنلاین، مدام متعلق به پیاده سازی غامض یا این که تبلیغات آنچنانی وجود ندارد. گاهی صرفا می بایست بدونی دقیقاً کجا ظواهر بشی، که کاربر حاضر و مهیا برای خرید، تو رو پیدا کنه.